تبليغاتX
السلام علیک یا اهل بیت النبوه (ع) :: حرم فقط حرم حسین
السلام علیک یا اهل بیت النبوه (ع)
حرم فقط حرم حسین
از راهیان نور چه خبر؟ 
كاروانهاي راهيان نور در شلمچه پرچمهاي اسراييل و آمريكار را آتش زدند :
برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب مراجعه کنید ....




ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در پنجشنبه 8 فروردین1387 و ساعت 13:55
دانلود مداحی (سید مجید بنی فاطمه) 


گلچین محرم 86 (صوتی)

مداح: سید مجید بنی فاطمه

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید...

 

ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در چهارشنبه 7 فروردین1387 و ساعت 19:50
دانلود مداحی (کربلایی جواد مقدم ) 






گلچین محرم 86 ( صوتی)

مداح : کربلایی جواد مقدم


برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید..

ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در چهارشنبه 7 فروردین1387 و ساعت 19:10
دانلود مداحی (حاج محمود کریمی) 




دانلود مراسم (تصویری)روز بیست و هفتم ماه صفر 1386

مداح : حاج محمود کریمی

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید....

ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در چهارشنبه 7 فروردین1387 و ساعت 15:19
یک آیه قرآن کشیش آمریکایى را مسلمان کرد  
"سفرید ورویس" کشیش آمریکایى که امسال در مراسم حج شرکت کرده وبا نام "على گواتمالا" حاجى شده، گفت: با مطالعه آیه شریفه "ذلک الکتاب لا ریب فیه هدى للمتقین" (سوره بقره آیه 2) مسلمان شدم.

 

برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب مراجعه کنید.......


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در دوشنبه 5 فروردین1387 و ساعت 1:42
عید بر ایران زمین مبارک 

امیدوارم  سالی  سرشار ازموفقیت  به همراه  داشته  باشید. 

 

  به

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در پنجشنبه 1 فروردین1387 و ساعت 2:19
نوروز 1387 

 

سال نو بر همه شما مبارک

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در پنجشنبه 1 فروردین1387 و ساعت 2:8
یا امام حسن عسکری (ع) 

شهادت مظلومانه ی امام حسن عسکری علیه السلام را به ساحت مقدس فرزندشان حضرت بقیه الله الاعظم (عج) و نایب بر حق ایشان آیت الله عظمی خامنه ای و شما محبان اهل بیت (ع) تسلیت عرض میکنم.

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در یکشنبه 26 اسفند1386 و ساعت 3:19
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) 
|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در یکشنبه 26 اسفند1386 و ساعت 3:4
السلام علیک یا ابا عبدالله (ع) 
 

arbaein.jpg

 

 اربعین سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) وهفتادو دو کبوتر پرکشیده اش را به شما عزیزان و به 

ساحت مقدس حضرت مهدی ( عج) تسلیت عرض میکنم . ( آجرک الله فی المصیبه)

ای باغبان لاله ها ای سر بریده   یاحسین             

 از شام غم در کربلا زینب رسیده یا حسین

جانم به لب از داغت ای ماه در آرا  آمده               

 خیز و ببین ای تشنه لب زینب کبری آمده

  در این چهل روز از غمت بر قلب زارم خون شده   

 بر خیز و بنگر پیکرم از کعب نی گلگون شده

در این چهل روز از غمت همچون هلالم کرده اند     

 از تازیانه سنگ کین بشکسته بالم کرده اند

می گویمت در این سفربامن چه ها شد یاحسین  

غم خانه بر من کوفه و شام بلا شد یاحسین

تا بر سر نی دیدمت از پا نشستم یاحسین         

  هم گریه کردم بهر تو هم سر شکستم یاحسین

ای جان زهرا سوره ای گشته زقرآنت جدا           

  شد دختر مظلومه ات در کنج ویرانه فدا

با اشک خونین بوسه از قبرت بگیرم یا حسین    

  من آمدم ای تشنه لب اینجا بمیرم یا حسین

 

السلام علی الحسین  (َع)  و علی علی بن الحسین (ع)

و علی اولاد الحسین (ع)  و علی اصحاب الحسین (ع)

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در پنجشنبه 9 اسفند1386 و ساعت 2:32
خاطره ای از شهید مهدی باکری ( از زبان همسر شهید) 

bakeri.jpg

بسم رب الشهدا والصدیقین   

 

از همان روز اول آشنایی در صحبت با آقا مهدی دریافتم که رفتنی است  . اما دوست نداشتم این دریافتم را باور کنم. شاید مصلحت خدا بود که چند صباحی خدمتگزارش باشم تا هدایت شوم .

 

زندگی  کردن با افرادی مثل آقا مهدی سختی دارد – سختی ها کشیدم  - از این شهر به آن شهر سفر کردم – نگران و مضطرب بودم اما بهترین دوران زندگی ام در کنار ایشان بود م . زندگی  با آقا مهدی خیلی شیرین بود . آقا مهدی مهربان و شوخ طبع بود. وقتی به خانه  می آمد آنچنان می گفت و می خندید که در روز های سفرش با خاطره های حضورش شاد بودم. مهدی فردی مقید به مسایل شرعی – واجبات – مستحبات و مسایل بیت المال بود .

 

 یک بار خودکاری از میان وسایلش برداشتم که بنویسم . وقتی متوجه شد نگذاشت با آن بنویسم و گفت : خودکار مال من نیست مال بیت المال است.  گفتم: میخواستم دو سه کلمه بنویسم ! اما گفت: اشکال دارد!

 

 

یک بار نان نداشتیم به آقا مهدی گفتم که عصر آن روز زودتر بیاید و نان بخرد چون شبش در خانه ی ما جلسه داشت . آقا مهدی دیر آمد ونان هم نیاورد. بعد به بچه های تدارکات لشکر گفت که نان بیاورند . بچه های لشکر هم آرزو داشتند آقا مهدی دهان باز کند وچیزی از آنها بخواهد . بچه های لشکر پنج شش قرص نان آوردند . وقتی آقا مهدی  نان به روی دست از پله ها بالا می اومدگفت : تو حق نداری از این نانها بخوری !!

 گفتم چرا ؟

 گفت این مال رزمنده هاست – برای رزمنده ها فرستاده اند. به شوخی گفتم: (( من هم همسر رزمنده هستم !))   خلاصه من آن شب از نان خرده هایی که از قبل داشتیم خوردم .

 

بعد از هر عملیاتی به تبریز و ارومیه می رفتیم و آقا مهدی به ملاقات تک تک خانواده شهدای لشکر می رفت و از آنان دلجویی می کرد. حتی در عید نوروز آقا مهدی اول به دیدار خانواده های شهدا می رفت و بعد از آن به خانواده و فامیل خود سر می زد..

 

آقا مهدی می گفت: (( دنیا مثل شیشه ای می ماند که یک دفعه می بینی از دستت افتاد وشکست!))

 

 

ارباب   شهادت قسمت ما بفرما

 

       

        الهی آمین

 

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در چهارشنبه 8 اسفند1386 و ساعت 1:59
سفر عشق (2) 

بسم رب الشهدا والصدیقین

آری  دیداری از این مناطق فرصتی مغتنم از بارقه ی رحمت الهی است که همچون هاله ای نورانی دیواره

های قلب آدمی را در بر می گردد. یاد جبهه و سلحشوری ها و عشق بازی های آن فروغ مقدسی است که روح مرده را جانی تازه می دمدواز جان های زنگار گرفته و غفلت زده غبار می روبد وچشمان کم سوی زمینیان را شفاف و بینا می سازد .

 

این نفحات رحمانی و نسیم های روحانی ممکن است گاهگاهی به بهانه های گوناگون به انسان روی آورد.. دیار عاشقان مقوله ای دیگر است و تاریخی تاریخ ساز و جغرافیایی به وسعت دلهای عاشق دارد.

 

به راستی << مناطق جنگی نقطه ی رهایی انسان از حصار تن و نقطه اوج انسانیت است>>

این سرزمین های مقدس زمانی جای آلاله های سرخی بوده است که از ناسوت تا ملکوت پر کشید ند و عاشقانه جان را در بوریایی از حریص اخلاص گذاشته و به جانان خویش تقدیم نمودند . در آن کوران که کمتر کسی را یاری عرض اندام بود و دلیر مردان عاشق در برابر هجمه های اهریمنی مردانه سینه سپر کردند تا درس حماسه و ایثارشان سر لوحه ی دفتر خاطرات عاشقان گردد و ورقهای تاریخ سازشان

 ز جلوه ی عشق و شور وشعور شهادت خالی نماند .

 

هر نگاه خالصانه در زیارت مناطق جنگی تارهای عنکبوت غفلت را که در وجود ما تنیده شده یکی پس از دیگری می زداید و در دوران خشکسالی محبت  و قحطی ایثار و وانفسای معنویت انسان را به وادی حقیقت  سوق میدهد. آن ماجرای بزرگ سند پر افتخاری برای فرزندان فردا و چراغ پرفروغی است فراسوی آیندگان .. آیندگانی که به یقین بر این رزم و پایمردی و آن سالهای خون و جنون و بر سربازان و سرداران گمنام و نام آور خمینی (ره) سخت بر خود می بالند و این مثنوی پر شور رابر بلندای قله تاریخ و جغرافیای عالم در برابر همگان زمزمه می کنند..

 

آری دوران طلایی دفاع و ایثار ملت ایران که ریشه در اتحاد و انسجام اسلامی و باورهای مستحکم و دیرینه این قوم دارد تا ابد جاودانه خواهد ماند………………

 

و این است سفر عشق !!!!

 

این سفر ادامه دارد…….

 

Copy of 281.jpg

 

 

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در چهارشنبه 8 اسفند1386 و ساعت 1:35
یاحسین مظلوم (ع) 

كربلا٢.jpg

( ربنا   آتنا  زیارت  الحسین فی ا لدنیا  و الاخره )

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در سه شنبه 7 اسفند1386 و ساعت 5:12
فرازی از دعای پر فیض ابو حمزه ی ثمالی 

بسم الله الرحمن الرحیم

خدای من پس از آنکه از اسلام و قرآن و رسول دست آویز گرفتم میخواهم از خودت هم چیزی بگویم.

تو در کتاب خودت عفو را مطرح کرده ای که (فلیعفوا ولیصفحوا الا تحبون ان یغفرالله لکم). تو

گفته ای تا از آز آنها که ستم کرده اند بگذریم و با این گذشت آنها را بسازیم . ما خود بر خود

ستم کرده ایم و تو از ما بگذر و مارا عفو کن که تو سزاوار ترینی . ما در مال تو ودر ملک تو

تصرف کرده ایم . ما برای تو بودیم و تو از ما به ما نزدیکتری......

وچه زیباست ارتباط بین خلق نیازمند و مخلوق بی نیاز....... !!!!!

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در سه شنبه 7 اسفند1386 و ساعت 5:8
این هم چند تااز عکسهای مرحوم سید جواد ذاکر  
zaker 1.jpg

zaker 2.jpg

zaker 6.jpgzaker 3.jpgzaker 4.jpgzaker 5.jpgzaker 7.jpg

غریب مادر رو از نظرات با ارزشتون دریغ نکنید.....

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در سه شنبه 7 اسفند1386 و ساعت 3:6
عکس دوستانه 

این هم یه عکس از بچه های خوب مسجد جامع کارون آبادان

مسجد جامع  کارون آبادان.jpg

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در دوشنبه 6 اسفند1386 و ساعت 4:30
یا غریب الغربا 
میاد صدا از قتلگاه یکی میگه غریب مادر

                         یکی میگه با اشک و آه  برادرم حسین بی سر

یکی میگه با شور شین کجاست علمدار حسین

                        یکی  میگه  با  زمزمه  کجاست  عزیز  فاطمه

gharibe-madar.jpg

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در دوشنبه 6 اسفند1386 و ساعت 3:4
به یاد مرحوم سید جواد ذاکر ( یا حسین غریب مادر) 
24.JPG

برای شادی روحش الفاتحه مع الصلوات

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در دوشنبه 6 اسفند1386 و ساعت 1:54
سفر عشق (1)  

روز وصل دوستداران یاد باد     یاد باد آن روزگاران یاد باد

صدای زنگ کاروان از دور دست ها به گوش می رسد . اسفند ماه است وکاروانهای دیدار عازم مناطق نورند. بچه های جنگ که دلشان

برای جبهه تنگ شده است و خاطره ی کاروان های کوچک و بزرگ اعزام به جبهه در ذهنشان تداعی می شود . دل من هم چند روزی است بهانه گرفته وهوای وطن کرده است" همان وطنی که سالها پیش برای اولین بار شیوه عشق بازی را به من اموخت و بر تجربه ام افزود.

درودیوار شهر حاکی از حرکت قافله های عشق به سوی دیار شیدایی و سرمستی است و مرغ دل را به آن سوی پرواز میدهد به ویژه اگر دچار روزمرگی هم شده باشیم.

روزمرگی یعنی: صبح صبحانه خوردن و ظهر ناهار خوردن و شب شام خوردن وخوابین وباز روز بعد    (روز از نو روزی از نو.)

روزمرگی یعنی: یک زندگی پر از عادت و بی حاصل – خمود وبدون غایت. روزمرگی یعنی.....

به راستی آن حال وهوای این چنینی رمز وطراوت و شادابی شاخ وبرگ وجود ماست.

آری افسردگی و پژمردگی روح و جان را هرگز غذا و آب و میوه و کباب از بین نخواهد برد و هستند کسانی که در حسرت به دست آوردن ذره ای از این نسیمها سالها انتظار و ریاضت می کشند.

 

دیار عاشقان نسیمی از کوی یار

 

ودر حقیقت << دیدار از مناطق جنگی>> یکی از همین نسیم هاست که از کوی یار برخاسته و جان زمینیانرا صفایی تازه می بخشد.

مناطقی که زمانی بهآن << جبهه>> می گفتند .

جبهه - با آن شبهای جذاب و ملکوتی اش .

جبهه- با آن زمزمه نجواگران سحر خیزش.

جبهه- با آن دستهای بالا رفته در قنوت اصحابش.

جبهه- با آن ترنم زیارت عاشورا و دعای کمیل و مستانه ترین پرواز هایش.

ودر آخر جبهه با آن صفا و خاکی بودن بسیجیانش.

 

و این است سفر عشق.........

 

این سفر ادامه دارد.... 

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در یکشنبه 5 اسفند1386 و ساعت 0:52
عشق عشق عشق 
کجائید ای شهیدان خدایی ...

کجا رفت تاثیر سوز دعا ؟     کجایند مردان بی ادعا؟

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در شنبه 4 اسفند1386 و ساعت 5:35
تر بخدا به یاد شهدا باشید..... 
|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در شنبه 4 اسفند1386 و ساعت 5:30
گفت بر میگردم (حاج سعید حدادیان) 

سحر که صدای در می اومد از جا می پریدم و می گفتم: «خودشه»!

گاهی وقتام که از سر شب بهم سر الهام می شد که امشب میاد!

چادر نماز گلبهی مادر خدابیامرزمو سر می کردم و پا سجاده زبون می گرفتم. اونوقت اگه صدای در می اومد!... سبکتر از پرنده ها به در می رسیدم... و ...

گاهی وقتا ، تو اولین برخورد با خنده می گفت: «تویی که نمیذاری شهید بشم! همین دعاهاته که کار دستم داده!»

اما گاهی وقتا تو همون نگاه اولش ، آتیش خط مقدمو می دیدم! آتیشی که خدا می دونه چندتا ابراهیمو به گلستون برده!

اونوقت دیگه دل و دماغ احوالپرسی درست و حسابی رو نداشت! منم گیر نمی دادم!

کافی بود تا سراغ چند تا از رفیقاشو بگیرم تا با شنیدن اسم یکی از اونا عکس العمل نشون بده و... همیشه دم دمای سحر می اومد! خوب کارش اینطور ایجاب می کرد!

خودش هم هروقت می خواست بره، تا می پرسیدم کی میای ، می گفت: « تو که می دونی من هر موقع میام وقتیه که ستاره تازه خوابش برده و دم دمای سحره»!

 

                                                                   ***

ستاره از اولش هم سوسو می زد!

بچم هیچوقت حال خوشی نداشت.

انگار داغ همه رفیقای ابراهیم به دل اون نشسته بود که همیشه تا نزدیکای صبح می سوخت و هیچوقت ضربان قلبش میزون نبود.

بچم شب که می شد، آتیش دردش گر می گرفت و خونمونو روشن می کرد.

اگر چه خوابوندنش کار سختی بود اما برامون عادت شده بود.

دکترا می گفتن به هیجده سالگی نمی رسه.

راست می گفتن.

هر نوع عمل جراحی فقط باعث می شد که اجل اون زودتر برسه.

بچم ، آه بچم!

یه صبح هر چی صداش کردم بلند نشد.

انگار سالهاست که همینطور آروم و بی صدا خوابش برده!

دوشب قبل از اون خواب باباشو دیده بود.

می گفت: « بابا همون جور که تو عکس سینه دیوار اتاقمونه، می خندید و برام دست تکون می داد.»

اومد جلو بغلم کنه که...

 

                                                                   ***

حالا دیگه سحر هم قد باباش شده!

قد اون روزایی که کوله بار تنهائیشو رو شونه اش مینداخت و با سبکترین نسیمها از سر کوچه می پیچید و ...

حالا دیگه سحر هم قد باباش شده!

قد اون روزایی که باباش دنبال گمشده خودش از نوک شاخ شمرون تا لب اروند رود، همه جا رو زیر و رو می کرد.

قد اون روزایی که دل تو سینه ش نبود و...

 

                                                                   ***

امروز داداش مجید از اهواز زنگ زد!

گفت: « آرزو!... مژدگونی بده که بالاخره گمشدت پیدا شد.»

ابراهیم با کاروان بعدی داره میاد!

میدونی چطور شناسایی شد؟

از همون عکس که با تو و ستاره انداخته بود!

 

 

می گفت: ستاره خفت ، بر می گردم

وقتی که سحر شکفت بر می گردم

 

سر تا سر خاک جبهه رو باید گشت

دنبال کسی که گفت : بر می گردم...........................

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در شنبه 4 اسفند1386 و ساعت 5:16
سخت تر از عاشقی! 

گویند خیال دلبران تخت تر است

آن یار که دلرباست خوشبخت تر است

 

هیهات مباد از کسی دل ببری

معشوق شدن ، ز عاشقی سخت تر است!

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در شنبه 4 اسفند1386 و ساعت 5:3
یاابالفضل العباس (ع) 

حرف دل آب را کجا می زد مشک

سرتا سر کربلا صدا می زد مشک

 

تیری آمد به قلب عباس (ع) نشست

چون طفل رباب دست و پا می زد مشک

 

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در شنبه 4 اسفند1386 و ساعت 1:45
یاحسین (ع) 
این حسین کیست...
|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در شنبه 4 اسفند1386 و ساعت 0:49
بسم رب الشهداءوالصدیقین 
با عرض سلام وتسلیت به مناسبت ایام ماه پیروزی خون بر شمشیر (ماه محرم)

وبلاگ غریب مادر از امروز کار خودش رو آغاز کرده است.

امیدوارم که به یاری خدا بتونم مطالب مفیدی برای شما عزیزان درج کنم.

راستی معرفی به دوستان یادتون نره.............. ممنون وتشکر

www.gharibe-madar.blogfa.com

|+|
نوشته شده توسط نوکر امام حسین (ع) در جمعه 3 اسفند1386 و ساعت 2:5